تبليغاتX
.::عشق رویایی یاسی و ایمانش::.

شمع نیمه سوز


یگانه ترین عشق ایمان.....یاسمن

 

میدونی ...طاقت جدایی رو ندارم

با تو من مث صد تا بهارم

 

میخوام که نری تو از کنارم

ازت زیاد خاطره دارم

 

میخوام اسمتو من نفس بزارم

از تو بگم در سایه سارم

 

هر جا بری من دوستت میدارم

از عاشقای این دیارم

 

به یاد شبای زیره بارون

که خیس می شد تموم سروپاهامون

 

شبا همش من خواب تو رو می بینم

بین هفت تا آسمون رو زمینم

 

میدونی ...طاقت جدایی رو ندارم

با تو من مث صد تا بهارم

 

میخوام که نری تو از کنارم

ازت زیاد خاطره دارم

 

 

وقتی دیشب خوب به آسمون خیره شدم دیدم همه ستاره دارن به عاشقیم میخندن..... شاید برای اونا جنون چیز خنده داریه..... شاید چون هیچ وقت عاشق نشدن..... چون به سقف آسمون چسبیدم.....شاید دل ندارن؟!....شاید قلب ندارن؟!....شایدم نمیدونن وقتی با دیدن کسی دل میلرزه یعنی چی.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ستاره ها میگن عاشقی خنده داره بر عکس من میگم عاشقی گریه داره .....

 

سلام نور چشمم.....

سلام روح قلبم.....

سلام خورشیدکم.....

خانومی الهی فدات شم.....

و سلام به تموم دوستای گلم ....نه.....دوستای از گل بهترم

بچه ها تا حالا شده فکر کنید چرا یه نفر اینطوری به یه نفر دیگه نیازمند میشه؟؟......و این نیازمندی بعضی وقتا دوطرفه هست؟

 

یه بار یه جا یه جمله انگلیسی خودم با تموم بیسوادم معنیش کردم می دونید چی نوشته بود:

 

خدا دو چشم داده برای دیدن.....

خدا دو پا داده برای راه رفتم.....

خدا دو گوش داده برای شنیدن.....

خدا دو دست داده برای انجام کارها.....

تا حالا شده فکر کنید که.....خدا چرا به ما یه قلب داده؟؟؟!!!

به ما یه قلب داده که بگردیم جفت قلبمون رو پیدا کنیم و اون دوتا رو مثل بقیه چیزا جفت کنیم

 

اون روز فهمیدم که من باید دنبال جفت قلبم بگردم..... همه جا رو گشتم همه جا .....ولی چیزی پیدا نکردم جفت قلبم باشه چون قلبم نمی لرزید تا یه روز جفت قلبم رو پیدا کردم..... شنیدید میگن درست همون اتفاقی میوفته که فکرش رو نمی کنید .....آره.....من جفتم رو پیدا کردم اونم تو اینترنت.

عاشقش شدم..... عاشقم شد..... ولی نه یه دل بلکه صد دل عاشق هم شدیم.....اسمش یاسمن هست..... با اینکه همدیگر رو ندیده بودیم ولی دلم هر باراسمش رو میاوردم میلرزید حتی الانم وقتی میخوام باهاش حرف بزنم دستام میلرزه..... صدام میلرزه..... قلبم به تاپ و توپ میوفته.....

همیشه خدا رو شکر میکنم چون اگه بهم خیلی چیزا نداد در عوض چیزی داد که خیلی با ارزش تره..... یه عشق پاک داد چون من عاشق جمالش نشدم..... عاشق صداش نشدم عاشق نگاش نشدم .....من عاشق احساساتش شدم .....من عاشق عقیدش شدم..... من عاشق مهربونیش شدم .....من عاشق صداقتش شدم..... من عاشق شهامتش شدم..... من عاشق نجابتش شدم .....من عاشق یاسمنم شدم.....

هر چند وقتی دیدمش این عاشقی سر به فلک کشید وقتی صداش رو شنیدم نفسم بند اومد .....وقتی نگاش رو دیدم دلم از تموم زیبایی های این دنیا سیر شد .....چون دیدم زیباترین زیبایی این دنیا الان تو دستای منه و حاظر نیستم به هیچ قیمتی از دستش بدم.

دوستای گلم اگه عاشقید سعی کنید عشقتون رو پاک نگه دارید و از عشقتون به شکل عالی مواظبت کنید که انسان همیشه در خطر وسوسه های شیطون هست چون خدا شیطون رو از درگاش بیرون کرد و اونم قسم خورد به شرف خدا که انسان رو وسوسه میکنه به گناه.

اگه هم عاشق نیستید سعی کنید مثل ایمان بگردید عشقتون رو پیدا کنیدجفت قلبتون رو..... سخت نیست وقتی پیداش کردی روحتون بهش نیازمند میشه قلبتون میتپه با هر بار دیدنش به اوج عاشقی میرسید.

در آخر:

 من با عشق یاسمنم به چیزایی رسیدم که برای من فراتر از این دنیای مادی..... برای همینه یاسمنم رو با هیچی عوض نمیکنم.

یاسمن.....عشق  ایمان......تموم بود و نبودم.....

برای ایمان تو دنیا تکی همون طور که خدا تکه اگه کسی براش شریکی بگیره کافره .....منم برای تو نمیتونم شریکی بگیرم اگه برای عشقم شریکی بگیرم کافر شدم تو عاشقی .....عشق من فقط تو هستی..... فقط تو یاسمنم.

مثل همیشه یاسمن میسپارمت دست کسی که تو رو به من داد.

دوستای گلم همیشه ارزو دارم تو زندگیتون شاد باشید و خرم و در پناه لطف خدا سلامت و سربلند باشید.

ایمان ........همونی که همیشه دیونته.

 

تو ای جان دل من هستی من

تو ای در شام غم ها مستی من

تو ای بنشسته با خون در وجودم

تو ای امید وعشق و تارو پودم

تو در چشم منی هر جا که هستم

تو را هر جا که هستی می پرستم

دل درد آشنا رو در تو دیدم

تو میدانی خدا رو در تو دیدم

در این سینه دلی دیووانه دارم

چه گویم دشمنی در خانه دارم

ای تمام فکر من در روز و شب

ای همه هزیان من در سوز تب

ای نهان در پیکرم چون جان شده

همچون بوی گل به گل پنهان شده

آه ای بالا ترین سوگند من

ای نهان در گریه و لبخند من

ای به رگهایم چنان خون گم شده

در میان دیده ام مردم شده

ای شکوه آسمان در چشم تو

ای فدای قهر و ناز و خشم تو

گرچه که یاران غافلن از یاد من

از دل دیوانه ی نا شاد من

 گرعشق تو در دلم باشد چه غم

چونکه تا روز قیامت با توام

خلق میگویند گر که او یار توست

مایه غم از چه در اشعار توست

گر دل او با دل تنگت یکیست

ناله های حسرتت  پس چیست؟ چیست؟

آه من دیوانه ام دیوانه ام

جز تو با خلق جهان بیگانه ام

دوستت دارم تو میخواهی مرا

باز میترسم نمیدانم... چرا؟؟؟

وای اگر روزی فراموشم کنی

با غم هجران هم آغوشم کنی

وای اگر نامم بمیرد بر لبت

یا فرو بنشیند آه سردم بر لبت

 

یاسمن خیلی خیلی دوستت دارم ....

هیچی برام مهم نیست.....

تا آخرش هستم....

تا آخر این خط هرجور بگی هستم

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 11 PM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

مرا به یاد اور

وقتی سپیده دم با بیم وهراس دریچه کاخ جادویی خود را بر روی خورشید بامدادی می گشاید مرا به یاد اور

وقتی که شب غرق در رویای دور ودراز دامن کشان زیر حجاب سمین خویش می گذارد از من یاد کن

هنگامی که لحظه وصل دل در سینه ات به تپش درارد وسایه روشن غروب

تورا به رویای دلپذیر شامگاهان دعوت کند گوش به سوی جنگل فرادار تا

بشنوی که صدایی اهسته زمزمه میکند مرا به یاد بیاور

مرا به یاد بیاور ان روز که دست سرنوشت برای همیشه از تو جدایم کرده وغم دوری وگذشت ایام زبان افسرده ام را خاموش ساخته باشد

ان روز به عشق نومیدانه من وبه وداع اخریینی که با هم کردیم بیندیش زیرا برای دلدادگان دوری وگذشت زمان را معنایی نیست

دلدار من ایمانه من تا وقتی دل در برم بتپد قلبم به تو خواهد گفت مرا به یاد اور

زمانی که دل عاشقم برای همیشه در زیر خاک سرد ارمیده باشد وبوته گلی دور از گلهای دیگر ارام ارام بر روی گور من بشکفد مرا به یاد اور

ان روزکه دیگر از من نشانی در جهان نخواهد بود اما روح جاودانی من همچون دوستی وفادار به نزد تو خواهد امد ودر خاموشی شب اهسته در گوشت خواهد گفت مرا به یاد اور

ایمانم عزیزم دوستت دارم تا اخرین نفس

با تو خواهم بود

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 8 AM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

یاسمن برای با تو بودن از هر چی میگذرم

 

یـــــــــــاسمن با مــــــــــــن بمان

 

ای هم شب بی حرف من به اوج واژه سر بزن

نزار ستاره کم بیاد دوباره در هجوم باد

نزار صدا یخ بزنه دل ترانه بشکنه

نزار که بی حرفی تو تیغ بکشه به ماه من

اینجا ته بیهودگی بی دردی فرسودگی

تنها همین اشکای شور دستای تو رو کم داره

با من خودی مثل تنم با تو که هستم روشنم

با تو که هستم رنگیم طرحی به این قشنگیم

با تو که هستم سرخوشم بغض صدامو می کشم

وقتی که نیستی بی سرم دل ضربه های آخرم

وقتی که نیستی خالیم مترسک پوشالیم

با تو که هستم نازکم از جنس آهم سبکم

با تو پر از تازگیم زنده تر از زندگیم

 

سلام بانوی قصه ها

سلام بارون پاک خدا

سلام ماه شب تاریک من

سلام هم نفس شبهای من

سلام ای بود و نبودم

سلام ای همه تاروپودم

سلام گل یاس گلدونم

سلام ای دلیل بودنم

سلام ای همه زندگیم

سلام ای پاریه تنم

سلام عشق آسمونی

سلام دریای طوفانی

سلام به روی ماهت.....سلام یاسمنم

خوبی خانومی.....میدونی تو بهترین هدیه خدایی برای ایمان یه وقتایی قبل از اینکه عاشقت بشم همش به خدا میگفتم خدایا یعنی کسی تو زندگیم پیدا میشه که دوسش داشته باشم همش این سوال رو از خدا می پرسیدم  برام قابل تصور نبود که یه نفرپیدا بشه آدم دوسش داشته باشه.

 ولی حالا خدا بهم نشون داد که میتونه یه کاری کنه که عاشق بشی نه فقط کسی باشه که دوسش داشته باشی کسی که حاضری سرت روجلوی پاهاش ببری و تنت رو بندازی زیره پاش که نکنه زمین سفت اذیتش کنه.

یاسمن.....ای عشق من.....روزی هزار بار خدا رو شکر میکنم روزی هزار بار وقتی به اطرافم نگاه میکنم میبینم که خیلی دوسم داشت چون من مثل خیلیا عاشق کسی نکرد که بویی از عشق و محبت نبردن من و عاشق کسی کرد که اون هزار بار بیشتر از من عاشقمه اینقدر عاشقمه که بعضی وقتا جلوی حرفاش کم میارم جلوی کاراش سرم رو از خجالت زیر میندازم که نکنه چشمم بیوفته تو چشمای نازش و از خجالت آب بشم.

یاسمن....عشق همیشگی ایمان.....خدا تو رو از بین میلیون ها آدم جدا کرد داد به من پس مطمئنم تو برام بهترینی چون اگه بهترین نبودی اون وقت تو نبودی......

خانومی میپرستمت......روزی هزار بار....بدون ایمان همیشه دیونته.

دست خدای مهربون یسپارمت چون فقط اونه که می فهمه من و تو چی میگیم.

 

دوستای گلم...... که این پست رو خوندین امشب ، شب پنج شنبه هست شما هم بیاین با من و یاسمن جونم فردا صبح دعای ندبه بخونیم برای شفای دل اونایی که غصه دارن برای شفای اونایی که مریض هستن برای شفای دل عاشقا.

من و یاسمنم منتظر شما هستیم میخوایم فرداهموتون همراه من و یاسمن ساعت ۶ صبح دعای ندبه رو بخونید اگه هم نمیتونید تو دلتون دعا کنید که خدا همه مریضا رو شفا بده دل همه اونایی که غصه دارن از غصه و غم خالی کنه.

همتون رو دست خدا می سپارم

در پناه حق.

 

 

 

چشمای منتظر به پیچ جاده.....دلهره های دل پاک و ساده

 

دیونه همیشگیت ایمان

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 11 PM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

فدای مهربونیات عشق من

زندگی بی تو معنا ندارد

گرمای سوزان افتاب بی تو سرد است

پس برای من بمان وبدان که تا ابد با تو هستم

ای که دنیای منی تو عشق ورویای منی تو

بی تو سخته زنده بودن ایمانم

یا تو گر شد برایم

زنده اما دیر دیگر

ای همه جانم فدایت ایمانم

ایمانم زیباترینم

تویی عشق اخرینم

بی تو من تنهاترینم

دیر اما دل نبند

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 9 AM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

کاش میگفتی.... آن چیست؟؟؟ که از چشمانت تا عمق وجودم جاریست

 

 

سلام گل یاس زندگیم

سلام دوستای گلم که همیشه کلبه تاریک ما رو با پرتوی وجودشون نورانی می کنند.

امشب دلم خیلی گرفته بود...... خیلی .....مثل همیشه رفتم وضو گرفتم دو رکعت نماز بخونم تا آروم بشم .

وقتی نمازم تموم شد دیدم چقدر آروم شدم ولی دیدم نه هنوز دنبال یه چیز دیگه هستم....... بلند شدم رفتم تو قفسه کتاب هام سراغ دیوان حافظ .......چون اونه که همیشه با غزلهای رویاییش دل ایمان رو اروم کرده.

 مثل همیشه برای حافظ یه فاتحه فرستادم..... قسمش دادم به شاخه نباتش ......آخه اسم عشق حافظ شاخه نبات بود .......بعد نیت کردم و به نیت عشقم به نیت گل یاسم یه تفعل زدم میخوام اون غزل حافظ رو براتون بنویسم:

 

        دیگر زشاخ سروسهی بلبل صبور

                         گلبانگ زد که چشم بد ازروی گل بدور

 

        ای گل به شکر آنکه تویی پادشاه حسن

                                   با بلبلان بیدل شیدا مکن غرور

 

        از دست غیبت تو شکایت نمی کنم

                                تا نیست غیبتی نبود لذت حضور

 

       گر دیگران به عیش و طرب خردمند وشاد

                                   مارا غم نگار بود مایه سرور

 

        زاهد اگر به حور و قصورست امیدوار

                            ما را شرابخانه قصورست و یار حور

 

       می خور ببانگ چنگ و مخور غصه ور کسی

                               گوید ترا که باد مخور گو هوالغفور

 

                    حافظ شکایت ازغم هجران چه میکنی

                  در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور

 

یاسی جونم......خانومی میبینی حافظ بازم مثل هیشه جوابم رو داد.

باور کن بعد خوندم این غزل نمی تونم حرفی بزنم چون خود غزل دنیا حرف داره ولی فقط یه جمله:

یاسمن دوستت دارم.

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 10 PM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

به دادم برس ای اشک

به دادم برس ای اشک

دلم خیلی گرفته

نگو از دوری کی

نپرس از چی گرفته

منودریغه یک خوب به ویرونی کشونده

عزیزمه تا وقتی نفس تو سینه مونده

تو این تنهای تلخ

منو یه عالمه یاد

نشسته روبه رویم کسی که رفته بر باد

کسی که عاشقانه به عشقش پشت پا زد

برای بودن من به خود رنگ فنا زد

چه دریه خدایا نخواستن اما رفتن

برای اون که سایه است همیشه رو سر من

کسی که وقت رفتن دوباره عاشقم کرد

منو اباد کرد وخودش ویرون شد از درد

به دادم برس ای اشک

دلم خیلی گرفته

به اتش تن زدورفت تا من اینجا نسوزم

با رفتنش نرفته تو خونمه هنوزم

هنوز سالار خونست

پناه منه دستاش

سرم رو شونهاشه

رو گونمه نفسهاش

به دادم برس ای اشک

دلم خیلی گرفتست

کاش میشود عشق را تفسیر کرد

خواب چشمان تو را تعبیرکرد

دوستت دارم ایمانم

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 7 AM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

اونایی که نداشتن از خوبیا نشونه...دیدن که خوبیه یاس باعث زشتی شونه

 

 

باز کنم راز سه مظلومه را

فاطمه و زینب و معصومه را

 

فاطمه زن ولی نور بود

جلوه حق بود که مستور بود

 

آی فرستاده ی ما شاد باش

شاکر منظومه ایجاد باش

 

ما به تو آئینه عطا کرده ایم

کوثر تسکینه عطا کرده ایم

 

کوثر تو مایه تسکین توست

بعد تو او قائمه دین توست

 

خلق چو پرسند زتو کیست او؟

فاش بگو کوثر جاریست او

 

هر کس دم از ال علی می زند

باده زجام ازلی می زند

 

کز پی ساقی پی میخانه زد

قرعه به نام من دیوانه زد

 

صبر و بلا رو بهم آمیخته اند

در عطش ساغر ما ریخته اند

 

جرعه ی اول که زدم سوختم

آتش خون از جگر افروختم

 

سینه ی من سوخته سینه ایست

شعله خاکستر آئینه ایست

 

سینه زهرا تب توحید داشت

کار شرف شیره خورشید داشت

 

شیر نبود آنچه در آن سینه بود

شربتی از آن کوثر آئینه بود

 

فاطمه آئینه حیدر نماست

فاش بگو فاطمه شیر خداست

 

آئینه در آئینه تکسیر شد

آئینه خندید و جهانگیر شد

 

فاطمه خود کیست نمود علی ست

کیست علی ، فاطمه ی منجلی ست

 

فاطمه ای مظهر و آئین من

آئینه روشنی دین من

 

فاطمه ای سیده کائنات

چشم دو عالم ز رخت گشته مات

 

خلق ز وجدت به وجود آمده ست

در در مشکت به سجود آمده است

 

مرغ دلم زمزمه سر می دهد

ناله یا فاطمه سر می دهد

 

در نظر همسر دور از پدر

فاطمه پرپر شد در پشت در

 

پرپر کردند گل یاس را

کیست که چرخاند دستاس را

 

فاطمه ای بود و نبود علی

مادر گلهای کبود علی

 

 

م-پائیز

21/3/85

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 10 PM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

بی دل شده ام بهر دل تو

بی دل شده ام بهر دل تو

ساکن شده ام در منزل تو

نور دل ما روی خوش توست

بالو پر ما خوی خوش توست

ای طالع ما قرص مه توست

سایه گه ما بوی خوش توست

نان بی تو مرا زهرست نه نان

هم باغ منی هم مال منی

باغو چمنو فردوس منی

سرو سمن خندان منی

دل می نرود سوی دگران

چون رفته باشد سوی خوش تو

ور دل برود سوی دگران

او را بکشد روی خوش تو

ای مستی ما از هستی تو

قوته گه ما جوی خوش تو

هم شاه منی هم ماه منی

هم پای منی هم لعل منی

خام او شدم شرحش تو بگو

زیرا به سخن برهان منی

ایمانم

فاصله بین منو تو راهی نیست

فقط یک اشارهست با یک نگاه پرمعنای برخواسته از دل

فاصله بین منو تو پلی می تواند باشد از جنس دلدادگی

که مارا به سوی هم سوق می دهد

دوستت دارم همنفسم

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 7 AM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

یاسمن ....یکی یکدونه الماس من

 

يينه حاسرت لي بير گونه

           گيلي يوروم هايالين لـــــه

                      آكليمنان چيك ميورســون

                                 بــــــــــــــــــلالــــــــــــيم

سن سيز گچن آخشام لاردا

           يينه باشـــــيم بــــلال لاردا

                      موت لوموسون اولا لاردا

                                 بــــــــــــــــلالـــــــــــــيم

بلاليم يابان چيچه ييــــــم

           بلاليم آشكيم گرچه ييــم

                      بلاليم تك سودي چه ييــم

                                 بــــــلالــــــيم آه يالانـــيم

سودييم تک اورتاعيم سين

           خازانيم سين بهاريم سين

                      سن بنيم تك وارليغيم سين

                                 بـــــــــــــــلالــــــــــــيم

سن سيز گچن آخشام لاردا

           يينه باشـــــيم بــــلال لاردا

                      موت لوموسون اولا لاردا

                                 بــــــــــــــــلالـــــــــــــيم

بلاليم يابان چيچه ييــــــم

           بلاليم آشكيم گرچه ييــم

                      بلاليم تك سودي چه ييــم

                                 بــــــلالــــــيم آه يالانـــيم

 

                 ******************************

 

باز هم با حسرت یک روز~~~~ با خیال تو می آیم ~~~~ از عقل و فکرم بیرون نمی آیی. ~~~~ ای کسی که رنجهای زیادی دیده ای~~~~ در شبهایی که بدون تو گذشته ~~~~ باز هم سرم در دردسر است ~~~ در جاهایی که شادی هست نیستی~~~~ ای کسی که رنجهای زیادی دیده ای.

 

عزیزم ،ای غنچه کمیاب

عزیزم ، ای عشق صادق من

عزیزم ، ای عاشقی که تنها تو را دوست دارم

عزیزم ، ای عشقی که تنها دوست من است

 

دوست داشتنیم تنها عشق منی~~~~ خزان و بهار من تویی ~~~~ تو تنها دارایی من هستی ~~~~ ای کسی که رنجهای زیادی دیده ای.

 

عزیزم ،ای غنچه کمیاب

عزیزم ، ای عشق صادق من

عزیزم ، ای عاشقی که تنها تو را دوست دارم

عزیزم ، ای عشقی که تنها دوست من است

 

 

یاسمن دوستت دارم.... تنها عشق من تویی.... خزان و بهار من تویی

یاسمن می پرستمت..... تو تنها دارایی من هستی.....ای کسی که رنجهای زیادی دیده ای دیگه نمی زارم غم تو چشمات نازنینت بیاد.

 

شاید این پست نشه اسمش رو گذاشت یه حرف دل چون میخوام فقط یه هدیه باشه از طرف ایمان به گل یاس زندگیم به مناسبت سالگرد عشقمون.

دعا میکنم و از خدای بزرگ و مهربون میخوام که یه کاری کنه گرمای عشقمون حتی توی سرد ترین روزای زندگی هم سرد نشه .....وجود نازنین تو باعث دل گرمی ایمانه.

دوستت دارم خانومی

سالگر عشقمون رو بهت تبریک میگم ...نازنینم

همیشه باهاتم یاسمن

 

دیوونه همیشگی تو..... ایـــــــمــان

 

نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 2 PM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

تو با یک جرعه از دریای یادت

میان باغ قلبم جا گرفتی

تو بایک انعکاس نقره ای رنگ

مجال ناز از رعنا گرفتی

تو چون هدیه ی فیروزه ای رنگ

مرا برقایق رویا نشاندی

وبا یک لطف یک لبخند ساده

مرا به سرزمین عشق خواندی

تو دیوار میان قلب ها را

به رسم اسمانی ها شکستی

وچون حسی غریب واژه ای سرخ

میان دفتر روحم نشستی

تو دریایی ترین ترسیم یک موج

تو تنها جاده ای دل تا خدایی

تو مثل شوق یک کودک لطیفی

تو مثل عطر یک گلدان رهایی

تو مثل نغمه ی موزون باران

به روی اطلسی ها نازنینی

وتا وقتی که روحم مال اینجاست

به روی صفحه ی دل می نشینی   

ایمانم خدا میدونه که چقدر دوست دارم خوشحالم که یک سال گذشت

یک سالی که تمام لحظات با تو بودنش برام دلنشین بود ایمانم تو این یک سال خیلی چیزا اذت یاد گرفتم تو برام مقدسی

دوست دارم همنفسم امیدوارم که قصه ما از قصه لیلی ومجنون ماندنی تر باشه ایمان ایمانم دوستت دارم 

نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 5 AM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

یاسمن همیشه با من بمان.....

 

تنهات نمی زارم

هیچ وقت.......

حتی اگه همه ی آدمای روی زمین با هم غریبه بشن.....

ولی یاسی جون بازم مال ایمانی ...

بازم وقتی صدات رو می شنوه دلش میلرزه انگار دفعه اول که داره با عشقش حرف میزنه.

 

سلام خانومی.....سلام شاخه نباتم

سلام دوستای خوبم.....

سلامی به روی ماه همه ی همسفرام توی این وبلاگ.

بچه ها میدونید این روزا چه روزایی .....خیلی روزای عجیبیه چون هر روز نسبت به روز قبل عاشق تر میشم عشق یاسمن مثل یه پیچک نیلوفر تموم قلبم رو تسخیر کرده و قلبم رو پر کرده از گلهای قشنگ سفید.

بچه همین الان یاد یه خاطره از اول آشناییم افتادم بزارید براتون تعریف کنم:

وقتی تازه با یاسمن جون آشنا شده بودم فقط خیلی کوتاه با هم حرف میزدیم یادمه یه بار یه آف براش گذاشتم توش نوشتم شبها رو خیلی دوست دارم و اصلا دلم نمی خواد بخوام چون شبا احمقا خوابن و راحت میشه فکر کرد.

از فردای اون روز نه دیگه آفی از یاسمن جون داشتم نه مایلی بعدا فهمیدم که خانومی دلخور شده و آی دی من رو از لیستش پاک کرده وقتی فهمیدم دنیا رو سرم خراب شد.... ولی ایمان خیلی سیریش تر از این حرفا بود بهش نگیدا چون اون موقع هم خیلی خ