تبليغاتX
.::عشق رویایی یاسی و ایمانش::.

شمع نیمه سوز


همیشه عاشقتم

نمی گویی ! ولی از چشم گویای تو می خوانم

نــــــمی خواهی شوم آگه ولی راز تو می دانم

 

تـــــو دیگر نیستی آرام جــــــان بیقرار مـــــــــن

نمی سوزد دلت را ذره ای دیگـــــــر شرار مـــن

 

وجـودی چون گل خامی ، بگو با من شرارت کو؟

 

نوایم بر نمی خـــــــیزد ، بسان چنگ خـاموشم

گلی پــــزمرده بر شاخم چو از خــاطر فراموشم

 

بـــــــــگو با من اگر یــــــــاد آورم آن آشنایــی را

چسان بــــــاور کنم ای نازنین من جــــدایی را

 

 

*****    *****     *****

 

 

کسی از دل من چه خبر دارد

کسی از حال من چه خبر دارد

جز تو

تویی که تمام احساسم رو دگرگون کردی

تویی که تمام روحم را تسخیر کردی

تویی که تمام لحظاتم از تو متولد میشود

دوستت دارم ای سزاوار پرستش

با هستم ای شاخه گل یاسم

 

دوستت دارم نازنینم

 

م -پائیز

 

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 9 PM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

عشق رویایی من

 

امروز صبح وقتی وبلاگم رو باز کردم تا مطالب رو ویرایش کنم

یکی از دوستانم نظر جالبی نوشته بود برام گفته بود

عشق اینترنتی شما برام جالبه می خوام بدونم اخرش به کجا میکشه

باید در جواب این دوست خوبم بگم که عشق دو حالت میتونه داشته باشه

یا وصال یا فراق اما دوس خوبم برای من اینعشق حالت دیگه ای داره

چون تمام عشقا که نباید به وصال خطم بشه مگه لیلی ومجنون عشقشون به

وصال خطم شد میدونی دوست خوبم منو عشقم میدونیم بهم نمی رسیم یعنی

خودمون انتخواب کردیم حالا بنابردلایلی اما من فقط دستام از اون جدا میشه دلم قلبم

روحم هیچ وقت از اون جدا نمیشه چون اون تو قلبم مثل یه پیچک داره رشد میکنه

این برامون خیلی سخته اما من واون راضیم به رضای خدا هر چی اون برامون

رقم بزنه اگه دوست داشته باشه ما بهم میرسیم اگه نهبازم میکم خدا جون شکرت

میدونی من معتقد به وصال زورکی نیستم مثل بعضیها که کارهای بچه گانه میکنن

فرار میکنن یا....تا به هم برسن اما هنوز یک هفته ای از عشقشون نگذشته که این عشق

سردوخاموش میشه تازه اون موقع میفهمن که نه بابا اینا اصلا برای هم ساخته نشده بودن

میدونید عشق منو اون خیلی مقدس تر از این حرفاست اون به خاطر من گذشت کرد فقط به

خاطر خوشبخت شدنم حالا هم میبینم چطوری داره زره زره اب میشه به خاط همین موضوع بود

که اسم این وبلاگ رو گذاشتم شمع نیمه سوز چرا که اون مثل شمع داره به پام اب میشه منم هیچ

کارینمی تونم بکنم هیچ کاری از دستم بر نمی یاد فقط تنها کاری که می تونم بکنم اینه که براش

دعا کنم تنها کارم اینه که سر نماز بگم خدایا من راضیم به رضای تو اگه صلاح نمی دونی ما

بهم برسیم باشه حرفی نیست اما خودت کمکمون کن بتونیم تحمل کنیم بهش میگم خدا جون نزار

عشق من به پای من بسوزه وحروم بشه دلم میخواد شاهد خوشبختیش باشم این برام از هر وصالی

شیرینتر است وقتی با چشمای خودت ببینی اونی تا سر حد مرگ دوست داری لباش خندون و

خشبخته دیگه این نهایت لذت رو برای یه عاشق داره

بهم میگه یاسی من بعد از تو زنده نمیمونم اما منم بهش گفتم به عشقمون قسم که اگه یه روز بفهمم

بلائی سرت امده اینو بدون که دیگه هیچی رو تحمل نمیکنم منم همون کاری رو میکنم که خدا

مجازات سنگینی برای انجام دهندش گذاشته

اره دوست منعشق منو اون با همه زیبایش درد هم داره جوری که بعضی وقتها بدجور اشکمون رو

در میاره درد جدا شدن اما باز دلمون خوش به این که یه عاشق میتونه عاشق بمونه حتی اگه دستاش

از دستای عشقش جدا باشه اخه به این اعتقاد دارم که ماه وخورشید هم هم رو نمیبینن اما بینهایت

عاشق همند اما هر کدوم در ارزوی دیدن هم هستن وعاشقانه دارن هم رو حمایت میکنن

فقط از شما میخوام برای عشقم دعا کنید که تحملش زیاد بشه چون هر روز شاهد قطره قطره

اب شدنش هستم عشق منو اون تو رویا شکل گرفت تو رویا هم ادامه پیدا میکنه تا خدا چی

صلاح بدونه. منو اون اول عاشق شدیم بعد هم رو دیدیم این عشق یعنی چی؟ عشق بدون هوس

عشق منو اون رویای شیرینی هست که با هیچ واقعیتی عوض نمی کنم

برام دعا کنید

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 8 AM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

همیشه با تو می مانم

عقربه ها چه سریع حرکت می کنند ،

روزها چه سریع شب می شه ،

شبهای با تو بودن چه زود صبح میشه ،

روزای با تو بودن چه سریع داره تموم می شه.

با گذشت روزا دلم از روز قبل بیشتر می گیره ، انگار راسی راسی دارم به آخرش میرسم ولی وقتی خوب فکر می کنم می بینم عشق من به تو آخر نداره پس چیزی تغییر نمی کنه

به غیر از دستای من که از قبل خالی تر میشه.

 

 

****   ****   ****   ****  ****  

 

در شبان غم تنهائی خویش           

چیزی نیست

به غیر از یک

چشم تر همدم

من...

 

م – پائیز

 

همیشه به یادت

نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 10 PM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

رویای شبانه

 


شب خاموش

است نزدیک بستر من شمعی با شعله ی غم انگیز خود اهسته نور پاشی میکند

مثل این است که شعرهای من چون جویبارهای عشق از سرچشمه ی دلم روان شده اند

همه جا در نظرم از وجود او اکنده است

در تاریکی شب دیدگان او را می بینم که با برق مهر می درخشند وبا نگاهی خندان به من می نگرند

صدای دلپذیر تو را می شنوم که در گوشم زمزمه میکند

دلدار من تو را دوست دارم مال تو هستم

ای خوشبختی شبهای دراز کجایی؟

ای خوشبختی شبهای دراز کجایید؟ مگر نمی بینید که خواب ارامش بخش از دیدگان من گریخته ومرا در تاریکی عمیق این شب خاموش تنها گذاشته است

بیدار ونومیدم به رویای خود می نگرم که بال وپر گشوده واز من می گریزند تا به معبود خود برسند

روح منبا غم حسرت این رویاها را دنبال می کند

ای عشق ای عشق من

پیام مرا بشنو

کاری کن که شامگاهان مست باده خیال در خواب روم وهرگز بیدار نشوم

نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 5 PM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

یادی از گذشته

شهریست در کناره ان شط پر خروش

با نخلهای درهم وشب های پر زنور

شهریست در کناره ان شط وقلب من

انجا اسیر پنجه یک مرد پر غرور

شهریست در کناره ان شط که سالهاست

اغوش خود به روی من واو گشوده است

بر ماسه های ساحل ودر سایه های نخل

او بوسه زچشم ولب من ربوده است

اه ان ماه دیده است که من نرم کرده ام

با جادوی محبت خود قلب سنگ او

ان ماه دیده است که لرزیده اشک شوق

در ان دو چشم وحشی بیگانه رنگ او

ما رفته ایم ودل شبهای ماهتاب

با قایقی به سینه امواج بیکران

بشکفته در سکوت نیمه شب

بر بزم نگاه سپید ستارگان

بر دامنم غنوده چو طفلی ومن زمهر

بوسیده ام دو دیده در خواب رفته را

در کام موج دامن افتاده است واو

بیرون کشیده دامن در اب رفته را

اکنون منم که در دل این خلوت وسکوت

ای شهر پر خروش ترا یاد می کنم

دل بسته ام به او وتو او راعزیزدار

من با خیال او دل خود شاد میکنم

فروغ

نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 5 PM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

توی  یه غروب دلگیر

که خورشید داره

تو آغوش دریا جا می گیره

حس کردم

تنها ترین آدم روی زمینم

ولی با خاطره ی تو

تنم ازتمام این حس خالی شد

 

م- پائیز

 

ساعت ها میگذره ولی من هم چنان خیره به در مانده ام

که یه روز هم شده توی این زندگی خوشبختی حلقه به درما هم بزنه

نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 2 PM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

دوست دارم عشق من

سلام

 به تمام دوستانی که وبلاگ منو می خونن راستش قبل از اینکه شروع کنم به نوشتن دلم میخواد بگم که چی شد که منم تمایل پیدا کردم یه وبلاگ برای خودم داشته باشم

اره راستش بعد از کلی وب گردی روزانه و اشنا شدن به قلم نوسیندهاشون دیدم ای داد همه از جدای معشوق گله دارن از بی وفایی معشوق رنج میبرن ویه جورای دلشون پر از درد بی وفایی هیچ وبلاگی رو ندیدم که از یه عشق دوطرفه دم بزنه این بود که من تمایل پیدا کردم که بنویسم دلم میخواد همه دنیا همه پسرا دخترا که یه جورای عشق ته دلشون رو قلقلک میده بدونن که اره بابا میشه تو این دنیا یه عشق پاک ودوطرفه داشت اره دوستان گلم من اون عشق تو همین اینترنت پیدا کردم تو چت روزای زیادی رو میمومدم صفحه یاهو رو باز میکردم شروع میکردم به به قول بعضیها مخ زنی ویه جورای دلم رو خوش می کردم اما تو همین چت کردنهای الکی بود که اون رو پیدا کردم بعد از یکی دوبار چت کردن دیدم نه این با تمام اونای که باهاشوم میچتم فرق داره یه جورای داشت ته دلم رو قلقلک میداد وقتی پای دلش نشستم دیدم اونم مثل خودم درد داره دلش از روزگار گرفته میدونی مثل همیشه وعادت همه اونای که چت میکنن خیلی راحت بهم دروغ گفتیم اما بعد از مدتی جرات پیدا کردم بگم بابا راستش من یکم قاطی حرفام دروغ بوده اما احساسم بهت دروغ نبوده راستش دوست گلی که داری این مطلب رو میخونی من اون فرسنگها با هم از نظر جغرافیای فاصله داریم اما اینقدر دلامون بهم نزدیک شده که اگه یه روز تو دلش غم بشینه فوری میفهمم شاید باورتون نشه اما هیچ وقت برای چت کردن باهم قرار نمیذاشتیم هر وقت احساسم میگفت داره صدام میکنه میومدم سراغ یاهو میدیدم بله نفسم اونجا داره صدام میکنه نمیدونم با اینکه حدود 9ماه هست که قلبم رو پیشش گذاشتم اما هنوز یکبار هم ندیدمش البته خوب وب وعکس بوده اما میخوام بگم عاشقانه دوسش دارم وعاشقانه دوسم داره اینقدر که مثل یک روح در دو بدن شدیم الانم بخاطر سپاس از اون که منو عشقم رو به مسخره نگرفت و مثل خیلی از ادمای دیگه که احساس ادما رو زیر پا له میکنن اون بهم ارزش واعتبار داد به ندای قلبم پاسخ مثبت داشت عشق ما یه عشق پاک واسمانیه که شاید بتونم بگم حتی به پای عشق شیرین وفرهاد هم برسه در پایان میخوام بگم الهی هر کی هر کسی رو که تو این دنیا بزرگ دوست داره ناامید نشه از عشقش همینطور تو دوست گلم که این مطلب رو میخونی

ودلم میخواد اینجا هم بگم دوست دارم همنفسم

نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 11 AM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

وقتی تو نیستی

دیگر بهانه ای برای زیستن

ندارم

و این غروب عاشقانه هم

 می گوید

که زندگی رو مقصدی باید بود

و با تو بودن

از مردن ترسی نیست

به غیر از تنهایی گل یاسم

 

م - پائیز

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 11 PM توسط یاسه سفید وعشقش ایمان |

وبلاگ من می خواد به همه خوانده هاش بگه میشه تو این زمونه که چشم به چشم اعتماد نداره به یه عشق اینترنی اعتماد کرد میشه اون رو تا سر حد جونون دوست داشت میخوام بگم عشق من بر خلاف عشقهای این دور رو زمون یه عشق دوطرفه هست





Powered by WebGozar

صفحه نخست

پست الكترونيك

آرشيو وبلاگ

پرينت صفحه
خانگي سازي
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها



آرشيو يادداشت ها

شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385


نويسندگان

یاسه سفید وعشقش ایمان




موضوعات


لينك دوستان

Copyright © 2006 - Site bus: یاسه سفید وعشقش ایمان & Designer: KiYaNoOsH AnSaRi